تبلیغات
یک شاخه گل شقایق

یک شاخه گل شقایق
 


من دیگه غربت نمی خوام ،عشق رو با حسرت نمیخوام

صدای هق هق و گریه کنج این خلوت نمی خوام

هرجایی که درد زیاده قلبم اونجا خونه کرده

غم رو مهمون کرده و زود خوشی رو روانه کرده

دیگه طاقتی نمونده که بخوام جدا بمونم

شعرای پر از من و تو با خودم تنها بخونم

کاش ببینمت دوباره خیلی کم حتی یه لحظه

مثل اون روزای اول همه جونم بلرزه

کاش خدا منو ببینه ،ببینه چه گیج و خسته ام

دستمو محکم بگیره ،بگه که نترس من هستم

کاش فقط یه بار دیگه با چشام تورو ببینم

حاضرم تا ته عمرم پایه این حسرت بشینم

حس انتظار کشیدن همه دل خوشیم همینه

پس بزار یه بار دیگه این چشام تورو ببینه

کاش خدا بگه توو گوشم که نترس از این زمونه

این زمونه ای که خیلی با دلم نا مهربونه

کاش خدا منو ببینه ،ببینه چه گیج و خسته ام

دستمو محکم بگیره ،بگه که نترس من هستم

کاش فقط یه بار دیگه با چشام تورو ببینم

حاضرم تا ته عمرم پایه این حسرت بشینم

امروز سالگرد سفر حج مونه، یک سال گذشت با حسرت دیدار دوباره

نمیدونم در چه حد بنده خوب یا بدی بودم ولی از خود خدا میخوام مارو باز هم مثل پارسال به خونش دعوت کنه

التماس دعا




طبقه بندی: عاشقانه ها، 
برچسب ها: مکه، حسرت، غم دوری، خدا، ببینه، گیج و مجنون، عمر، دست خدا، مهربونی،  
[ چهارشنبه 3 خرداد 1391 ] [ 10:19 ب.ظ ] [ آبتین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب