تبلیغات
یک شاخه گل شقایق

یک شاخه گل شقایق
 


وای از دست جدایی ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد



انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟ 


کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟ 


چرا عباس دیر کرد؟ 


ای حسین! ای سرپناه من! من سکینه، دردانه تو هستم. 


ای پدر! از تو معذرت می خواهم و می دانم عذرخوای من قبول می شود. 


چرا که من بودم که از عطش از عمویم آب تقاضا کردم آتشها در دل من شعله ور شد. 


و چنین بود که عمویم رفت و من به انتظار او ماندم و آن قدر منتظر شدم که از انتظار خسته شدم. 


از انتظار خسته شدم پیوسته؛ لحظه ها رو شمردم. 


و این جان به لب رسیده فریاد می کند. 


اشکم جاری است؛ چشمانم خونین است. 


چرا عباس دیر کرد؟ 



انتظار می کشم در حالی که قلبم مانند بال پرندگان در حال پر پر زدن است. 


به خودم گفتم چرا از عمویم آب طلب کردم. خود را سرزنش کردم و به شدت پشیمان شدم. 


آیا عمویم باز خواهد گشت؟ آیا عَلَم و مشک آب و شمشیر او را خواهم دید؟ 


من سیراب شدن را نمی خواهم؛ فقط می خواهم به سلامتی پیش من برگردد. 


کاش به کربلا نمی آمدم؛ کاش از او آب طلب نمی کردم. 


هرگز آتش دل سرد نمی شود. 


این بلای عظیمی است که به من وارد شده؛ مرگم حتمی است. عمویم کجاست؟ 


چرا عباس دیر کرد؟ 


ای پدر! این پیغام را از من بگیر و پیش ماه شب چهارده (قمر بنی هاشم) برو. 


از نهر علقمه درباره او سؤال کن تا شاید خبری از او بگیری. 


و اگر ای پدر او را یافتی، از زبان من از او عذرخواهی کن. 


به او بگو ای عباس! برگرد. سکینه دیگر از تو آب نمی خواهد. 


آرزو می کنم و دعا می کنم که او را زنده بیابی. 


صحیح و سالم؛ سرزنده؛ با او به خیمه گاه برگردی. 


او رویای من است؛ او امید من است؛ عمویم کجاست؟ 


چرا عباس دیر کرد؟ 


وای از دست جدایی ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد. 


انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟ 


کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟ 


چرا عباس دیر کرد؟




برچسب ها: محرم، حسین، ابولفضل، عمو عباس، سکینه، رقیه، عاشورا، تاسوعا، کربلا، آب، تشنه لب، سیراب بی آب، علم دار، مشک تیر خورده، تنها، عشق عباس، عشق حسین، عاشق عشق،
[ چهارشنبه 9 آذر 1390 ] [ 10:33 ب.ظ ] [ شهاب ]

با تو شروع شد همه چی ، دنیام به هم ریخت

وقتی که چشماتو دیدم، یهو دلم ریخت

با تو شروع شد عاشقیم، با تو شروع شد رویاهام

نگاه من به زندگی با تو عوض شدش برام

یه نیم نگاهت کافی بود دنیام رو زیرو رو کنه

مگه دلم من میتونه بهتر از عشقت چیزی رو آرزو کنه

بی خوابی سروقتم اومد نبضم از اون لحظه فقط به خاطر تو بود میزد

نپرس چرا، نپرس چطور، نمیتونم برات بهونه بیارم

اما فقط بهت میگم دوست دارم، دوست دارم




طبقه بندی: عاشقانه ها،
برچسب ها: نپرس، نپرس چرا، دوست دارم، عشق من، بهونه، بی تو، بی خوابی، شروع زندگیم، شروع، زندگی، یک شاخه گل، شقایق، شاخه گل، شاخه گل شقایق،
[ یکشنبه 22 آبان 1390 ] [ 08:19 ب.ظ ] [ شهاب ]

وقتی کسی رو دوست داری از همه دنیا میگذری

تولد دوبارته اسم اونو که میبری

وقتی کسی رو دوست داری میخوای بهش تکیه کنی

بگی که محتاجشیو به خاطرش گریه کنی

وقتی کسی رو دوست داری حاضری دنیا بد باشه

فقط اونیکه دوست داری عاشقی رو بلد باشه

حاضری که بگذری از مقررات ودین و درس

وقتی کسی رو دوست داری معنی نداره دیگه ترس

وقتی کسی رو دوست داری به خاطرش میری به جنگ

به خاطرش دروغ میگی، قلبت میشه یه تیکه سنگ

وقتی کسی رو دوست داری دنیا رو از یاد میبری

دارو ندارت رو میدی که اونو بدست بیاری

حاضری هر چی که دوست نداشت به خاطرش رها کنی

حسابت رو حسابی از مردم شهر جدا کنی

حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی

غروروت رو بشکنیو باز خودت رو رسوا کنی

وقتی کسی رو دوست داری...




طبقه بندی: عاشقانه ها،
برچسب ها: عشق، عاشقی، وقتی کسی رو دوست داری، به خاطر تو، به خاطرش،
[ یکشنبه 13 شهریور 1390 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ شهاب ]

منم مثل تو ماته این قصه ام، تو هم  مثل من امشب رو دعوتی

درست تویه این ساعت و ثانیه سزاوار زیباترین رحمتی

توو این حس و حال عجیب و غریب دوتا بال می خوای که روی شونته

تو از هر مسیری بری میرسی ، تو از هر دری بگذری خونته

از این سفره ها معجزه دور نیست، ببین دست دنیا توو دسته منه

دعا میکنم تا اجابت بشه، دعا میکنم چون دلم روشنه

من از عشق بارون به دریا زدم ، به بارون و به آسمون دعوتیم


چه مهمونی با شکوهی شده، توو این لحظه هایی که هم صحبتیم
.............................................................

اومدن شهر رمضان، شهر باران رحمت الهی رو به همتون تبریک عرض میکنم

توو لحظه های ناب خلوتتون با خدا ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نزارید




طبقه بندی: عمومی، عاشقانه ها،
برچسب ها: رمضان، ماه نور، ماه رحمت الهی، باران رحمت، تنها معبود، لحظات ناب، خلوت با خدا، شبای قدر، شب قدر،
[ دوشنبه 10 مرداد 1390 ] [ 11:22 ب.ظ ] [ شهاب ]

 

چشات آرامشی داره که توو چشمای هیشکی نیست

میدونم که توی قلبت به جز من جای هیشکی نیست

چشات آرامشی داره که دورم میکنه از غم

یه احساسی به من میگه دارم عاشق میشم کم کم

چشات آرامشی داره که پا بنده نگات میشم

ببین توو بازی چشمات دوباره کیش و مات میشم

تو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدی

خودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدی

تو با لبخند شیرینت به من عشق رو نشون دادی

توو رویای تو بودم که واسه من دست تکون دادی

از بس تو خوبی میخوام باشی توو کل رویاهام

تا جون بگیرم با تو باشی امید فرداهام

بمونو زندگیمو با نگاهت آسمونی کن

بمونو عاشق من باش بمونو مهربونی کن




طبقه بندی: عاشقانه ها،
برچسب ها: چشمات، چشمای زیبا، لبخند، بمون، عاشقی کن، مهربون،
[ سه شنبه 7 تیر 1390 ] [ 09:34 ب.ظ ] [ شهاب ]

پای پنجره نشستم کوچه خاکستری باز

زیر بارون... من چه دلتنگتم امروز

انگار از همون روزاست حال و هوام رنگ توئه

کوچه دلتنگ توئه...

دلم گرفته دوباره هوای تورو داره

چشمای خیسم واسه دیدنت بی قراره

این راه دورم خبر از دل من که نداره

آروم ندارم یه نشونه میخوام واسه قلبم

جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمی بندم

این دل تنهام دوباره هوای تورو داره...

هوای شهر تو و بوی گل ها

پیچیده توی اتاقم مثل خواب

داره بدجوری غریبی میکنه

آخه جز تو دردمو کی می دونه ...

دلم گرفته دوباره هوای تورو داره

چشمای خیسم واسه دیدنت بی قراره

این راه دورم خبر از دل من که نداره




برچسب ها: دلم گرفته، هوای تو، مدینه، شهر رسول الله، دلتنگی،
[ دوشنبه 23 خرداد 1390 ] [ 11:45 ب.ظ ] [ شهاب ]

خداحافظ همین حالا،همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید

به یاد  آسمونی که منو از چشم تو میدید

اگه گفتم خداحافظ نه این که رفتنم ساده است

نه این که میشه باور کرد دوباره آغازدلتنگیست

خداحافظ با یه دنیا دلتنگی به یاد روزای گرم همدردی

خداحافظ با چشمای خیس  

با رویای سلامی دوباره با چشمانی از شوق دیدار خیس

خداحافظ...خداحافظ




طبقه بندی: عمومی،
برچسب ها: مکه، دلتنگی، مدینه، خداحافظ، کمی غمگین، تردید، چشمای خیس،
[ یکشنبه 15 خرداد 1390 ] [ 11:00 ب.ظ ] [ شهاب ]

کنارم هستیو  اما، دلم تنگ میشه هر لحظه

خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه

کنارم  هستیو بازم بهونه هام رو میگیرم

میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم

یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم

از اینجا تا دمه در هم بری دلشوره میگیرم

فقط توو فکر این عشقم، توو فکر بودن باهم

محال پیش من باشی برم سرگرم کاری شم

میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم

روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم

تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری

تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود آزاری

کنارم هستیو انگار همین نزدیکیاست دریا

مگه موهاتو وا کردی که موجش مونده اینجا

قشنگ رد پای عشق بیا بچرخ زیر برف

اگه حال منو داری میفهمی یعنی چی این حرف

 

 




برچسب ها: همدم، عشقم، عشق ناب، برف، عشق برف، موج عشق، کنارم هستی، دوست دارم،
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 09:23 ب.ظ ] [ شهاب ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 46 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
فروش بک لینک طراحی سایت