تبلیغات
یک شاخه گل شقایق
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 بهمن 1388 توسط شهاب | نظرات ()
طبقه بندی: عاشقانه ها، 
برچسب ها: دلم شکست، تنهایی، خدا،  

از آدما دلم شکست واسه همیشه، دلم میخواد دعا کنم امّا نمیشه

حتی خدا هم دیگه جوابمو نمیده، خدا جونم یه کاری کن نگو نمیشه

بهم نگو گناه من واسه کی بوده،نگو که اشتباه من واسه چی بوده

دوستش داشتم،دوستش دارم قدّ نفسهام،بدون اون نمیتونم من خیلی تنهام

چه کردن این آدما با روزگارم،چه کردم با خودم درمون ندارم

اگه دنیا میخواست تنها بمونیم، نمیخواستم اونو تنها بزارم

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 10 بهمن 1388 توسط شهاب | نظرات ()
طبقه بندی: عاشقانه ها، 
برچسب ها: بمیرم و نبینم، کاش بدونی، دوست دارم، به یاد تو، رویای من، قلب من، مرحم زخمات، صدای عشق، دل کویری، لحظه با تو بودن،  
یک شاخه گل شقایق
     
 

چشماتو میبندی اگه دستامو بگیری،شاید از لرزش دستام ، یا از این بارون اشکام که میریزن روی لبهام، بشنوی صدای عشقو ،التماس قلب من رو، تو از این دل کویری

آخ بمیرم و نبینم توو دلت غصه ای باشه ، عشق من آخه میتونه مرحم زخم تو باشه ، اگه خواستی توو یه لحظه غصّه هاتو پس میگیرم، من برای تو میمیرم

کاش بدونی دوست دارم ، به جزء تو عشقی ندارم،کاش بدونی به یاد تو چشامو رو هم میزارم ،کاش بدونی رویای من همیشه با تو بودنه ، کاش بدونی که قلب من فقط واسه تو میزنه



نوشته شده در تاریخ شنبه 10 بهمن 1388 توسط شهاب | نظرات ()
طبقه بندی: عاشقانه ها، 
برچسب ها: جار میزنم، عشق تو، غم جدایی، سر به دیوار میزنم، از لج تو،  
یک شاخه گل شقایق
میدونی با طعنه هات خون به دل ما میکنی
میمیرم از غم تو باز هم تماشا میکنی
تو میمردی اگه حرف جدایی میزدم 
حالا با دست خودت حکمش رو امضاءمیکنی
تا کجا میخوای بری این کوچه بن بست عزیز
دیگه از لج بازیهات دارم میشم خسته عزیز
اگه من ساقی بشم   توبه   زِ  مستی میکنی
ماه بشم از لج من سایه پرستی میکنی
سر به دیوار میزنم از لج تو ،میشینم زار میزنم از لج تو
حالا که عشقم و حاشا میکنی ،همه جار داد میزنم از لج تو


نوشته شده در تاریخ شنبه 12 دی 1388 توسط شهاب | نظرات ()
طبقه بندی: عاشقانه ها، 
برچسب ها: مهربون، دلم گرفته، از هم جدا کردنمون، ببخش، منو ببخش، جدایی، حرف آخر، گریه نکن، غصه، عاشقتم، دل نگرون،  

تورو به خدا بعد من مواظب خودت باش

گریه نکن آروم بگیر به فکر زندگیت باش

غصّم میشه اگه بفهمم داری غصه میخوری

شکایت از کسی نکن اگر چه خیلی دلخوری

دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون

دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمنون

دل نگرانتم همش اگه خطا کردم ببخش

بازم منو به خاطر تمام خوبیات ببخش

اصلاً فراموشم کن و فکر کن منو نداشتی

اینجوری خیلی بهتره، بگو منو نخواستی

برو بگو تنهایی و خیلی زیاد دوستش داری

اگه تو تنها بمونی با کسی کاری نداری

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 دی 1388 توسط شهاب | نظرات ()
طبقه بندی: عمومی، 
برچسب ها: محرم، حضرت ابولفضل، امام حسین، کاکا، علی اصغر، روز ماتم،  

فرشته های دنیا رو صدا کن

چشای نازترو  روو به خدا کن

عمو رفته برامون آب بیاره

واسه دلشوره بابا دعا کن

چشات خورشید و لبخند و ستاره

زمین از خون سرخت لاله زاره

برای غربت تو گریه کردن

تمام مشک های پاره پاره

به چشمات خواب برمیگرده کاکا

به شب مهتاب برمیگرده کاکا

شنیدی که میگن مرد و قولش

عمو با آب برمیگرده کاکا

سوار قایق مهتاب شد رفت

دل بی طاقتش بی تاب شد رفت

کنار رود و مشک تیر خورده

عمو از خجالت آب شد رفت

...

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 مهر 1388 توسط شهاب | نظرات ()
طبقه بندی: عاشقانه ها، 
برچسب ها: خسته شدم، نازت رو من نمیخرم،  

یک شاخه گل شقایق

ای با توأم که بی خبر دل رو سپردی به سفر

من و گذاشتی با دلم بی یه نشونی در به در

من با توأم رفتی کجا آهای غریب آشنا

چه ساده از من دل بردی بستی دل رو به جاده ها

خسته شدم از این به بعد اسمت رو من نمیبرم

میخوای بیا ،میخوای نیا نازت رو من نمیخرم

انگار نه انگار که یه روز خاطره هامون یکی بود

قول و قرارمون یکی، حال و هوامون یکی بود

هنوز گلای خشک تو رو طاقچه اتاقمه

عطر حضور تو ولی توو لحظه های من کمه

تو نیستیو صدات هنوز مرحم زخمای منه

ترانه نگاه تو مونس شب های منه

خسته شدم از این به بعد اسمت رو من نمیبرم

میخوای بیا ،میخوای نیا نازت رو من نمیخرم

نازت رو من نمیخرم...

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 شهریور 1388 توسط شیرین | نظرات ()

وقتی که عاشقانه به چشمانم خیره می شوی

چشمانم دیگر سهمی از این دنیا را نمی خواهد

و تنها سهم من می شود همان چشمهای تو

که آرامش را به نگاه خسته ام باز می گرداند

قلبم از شوق نگاهت به یکباره می لرزد

و نفسهای تو راه نفسهایم را می بندد

وقتی که عاشقانه نگاهم می کنی

چشمهایت را می بینم که لبریز از شعرهای عاشقانست

                                          اینجاست که دلم سهم بیشتری از آنها را می طلبد



نوشته شده در تاریخ شنبه 28 شهریور 1388 توسط شیرین | نظرات ()

 

من در لحظه زلال افطار به یاد معصومیت اولین روزمان وبرای شفافیت و نورانیت قلبمان دعا میکنم و تو نیز در ثانیه های دل شکستگی از من یاد کن.من در سکوت شب های سحر بر سجاده ی نیاز نجوا میکنم و از نا گفته هایم برایش می سرایم در این شب های از نیمه شب گذشته که خواب از چشمانم رمیده چه شتابان در پی معبودم میدوم وچه شرمگین طلب مغفرت میکنم.در لابه لای نجواهای شبانه ام قلبی نورانی ونیتی پاک، ضمیری آرام و شفاف و هزاران هزار دعای دیگر برای خودم می طلبم و در ترنم ترانه ی هستی روح پاکم را تقدیمش میکنم.



(تعداد کل صفحات:42)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
درباره وبلاگ
جستجو

آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :